دانلود تفسیر ایت الله طباطبایی جلد1
دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد2
دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد3
دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد4
دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد5
دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد6
دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد7
دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد8
دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد9
دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد10
بقیه در ادامه مطلب
برچسبها:
برچسبها:
برچسبها:
سیب
سحر
سوره فجر
سوز دل بهر عزای تو دمادم داریم
هفت سین کرمت جور همیشه مادر
ما فقط یک "سفر کرببلا" کم داریم
یازهرا(س)
برچسبها:
یکی از دوستام که اسمش حسنه خوب می گفت:
میگفت:من که یه چشمم نمی بینه،دماغمم که شکسته و خوب نمیشه،و در پشتم هم قوز دارم درست بشو نیست.
این همه برای اهل بیت گریه کردم و از بچه گی هم محبتشون تو قلب منه نتونستم شفام رو بگیرم وای به حال آخرتم چطوری شفاعتم رو ازشون بگیرم.
خیلی سوختم .............................
برچسبها:
هیچ وقت کسی را شماتت نکنید . هر کس گرفتاری پیدا کرد ، حق ندارید قضاوت کنید . نگویید که «فلانی که این پشامد برایش اتفاق افتاد به خاطر این است که فلان کار را کرده است .» ما چه می دانیم ؟ ما حق نداریم چیزی بگوییم .
در قیامت از ما سوال می کنند و می گویند :«چنین چیزی نبوده و شما اشتباه کردی ، و ما او را به خاطر اینکه بنده ی خوبی بود گرفتار کردیم، شما چه حقی داشتی که چنین حرفی زدی ؟» باید جواب بدهی .
حتی به دلمان هم نباید خطور بدهیم که فلانی چون آن کار را کرد این پیشامد برایش شد. برخی خطورات قلبی هم نوشته می شود ولو به کسی هم چیزی نگفتی ، اما همین که در قلبت خطور دادی ، آن را می نویسند.
آیت الله مجتهدی تهرانی رحمت الله علیه
برگرفته از کتاب طریق وصل
به قول استاد :
«خدایا گناهان ما را مفتکی بیامرز»
برچسبها:
فارجِعِ البَصَر {دوباره نگاه کن}
هل ترَی مِن فُطور {نقص (و خللی) می بینی؟}
ثُمَّ ارْجِعِ البصر کَرَّتَین { باز دوباره نگاه کن}
یَنقَلِبْ إِلَیْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِیرٌ
{چشمت خسته و (در جستجوی خلل و نقصان ناكام) مانده به سویت باز مىگردد}
♥•٠·
ملک 3 و 4
برچسبها:
ته صف بودم. به من آب نرسید.
بغل دستیام لیوان آب را داد دستم. گفت: من زیاد تشنه نیستم. نصفش را تو بخور
فرداش شوخی شوخی به بچهها گفتم از فلانی یاد بگیرید؛...
دیروز نصف لیوانش را به من داد.
یکی گفت: لیوانها همهاش نصفه بود. . . .
برچسبها:

خدایا ببخش به خاطر کم کاریم..........
برچسبها:
نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد
ایستادم به نوک پنجه ی پا... اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم
نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد
آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم
مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد
سیلی محکم او چشم مرا تار نمود
مادر از من دو...سه تا سیلی محکم تر خورد
حسن از غصه سرش را به زمین زد، غش کرد
باز زینب غم یک مرثیه دیگر خورد
قصه کوچه عجیب است مهاجر اما
وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد... :((
برچسبها:



