دلنوشته های مهدی طلبه

 

طباطبایی

 

دانلود تفسیر ایت الله طباطبایی جلد1

 

دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد2

 

دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد3

 

دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد4

 

دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد5

 

دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد6

 

دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد7

 

دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد8

 

دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد9

 

دانلود تفسیر المیزان ایت الله طباطبایی جلد10

 

بقیه در ادامه مطلب

 



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 فروردین 1393
ساعت 00:09  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


ممکن است انسان در مواقعی از خدا غافل شود و پروردگار یک تب سخت و خطرناک چهل روزه به او بدهد برای اینکه یکبار از ته دل بگوید:

"یا اللــــه" و به یاد خدا بیفتد...
♥•٠·
اسلام قوانین عقب افتاده ندارد
ولی مسلمانان از قوانین عقب افتاده چه بسیار ...
♥•٠·
علامه طباطبایی
 
ط


برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  شنبه 09 فروردین 1393
ساعت 19:08  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


مادر

 

به من بگو که شبهای آخر هم صدای گریه ات بلند بود؟
همسایه ها بازهم شاکی بودند ؟
بگو صدایت در می آمد؟
یا در شکستگی پهلو فرو می خوردیش؟
مادر؛
به من بگو مادر؛
چه گذشت آن شب های آخر به تو ...
اجازه می دهی مادر خطابت کنم؟ قبل آنکه بین ما و در فاصله بیفتد؟
:((


برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  شنبه 09 فروردین 1393
ساعت 19:03  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


هفت سین
سائل و سینه زنی

سیب

سحر

سوره فجر

سوز دل بهر عزای تو دمادم داریم

هفت سین کرمت جور همیشه مادر

ما فقط یک "سفر کرببلا" کم داریم


یازهرا(س)


برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  شنبه 09 فروردین 1393
ساعت 18:56  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


دل نوشته

 

 یکی از دوستام که اسمش حسنه خوب می گفت:

میگفت:من که یه چشمم نمی بینه،دماغمم که شکسته و خوب نمیشه،و در پشتم هم قوز دارم درست بشو نیست.

این همه برای اهل بیت گریه کردم و از بچه گی هم محبتشون تو قلب منه نتونستم شفام رو بگیرم وای به حال آخرتم چطوری شفاعتم رو ازشون بگیرم.

خیلی سوختم .............................

احساس سوختن به تماشا نمی شود..
.
.
.
.
.
آتش بگیر تا بدانی که چه میکشم...


برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  شنبه 09 فروردین 1393
ساعت 17:23  توسط م.ر  |  ارسال نظر(1)


ایت الله مجتهدی جمله یزیبا

 

هیچ وقت کسی را شماتت نکنید . هر کس گرفتاری پیدا کرد ، حق ندارید قضاوت کنید . نگویید که «فلانی که این پشامد برایش اتفاق افتاد به خاطر این است که فلان کار را کرده است .» ما چه می دانیم ؟ ما حق نداریم چیزی بگوییم .

در قیامت از ما سوال می کنند و می گویند :«چنین چیزی نبوده و شما اشتباه کردی ، و ما او را به خاطر اینکه بنده ی خوبی بود گرفتار کردیم، شما چه حقی داشتی که چنین حرفی زدی ؟» باید جواب بدهی .

حتی به دلمان هم نباید خطور بدهیم که فلانی چون آن کار را کرد این پیشامد برایش شد. برخی خطورات قلبی هم نوشته می شود ولو به کسی هم چیزی نگفتی ، اما همین که در قلبت خطور دادی ، آن را می نویسند.

آیت الله مجتهدی تهرانی رحمت الله علیه
برگرفته از کتاب طریق وصل

به قول استاد :
«خدایا گناهان ما را مفتکی بیامرز»



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  جمعه 08 فروردین 1393
ساعت 14:31  توسط م.ر  |  ارسال نظر(1)


 

فارجِعِ البَصَر {دوباره نگاه کن}
هل ترَی مِن فُطور {نقص (و خللی) می بینی؟}
ثُمَّ ارْجِعِ البصر کَرَّتَین { باز دوباره نگاه کن}
یَنقَلِبْ إِلَیْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِیرٌ
{چشمت خسته و (در جستجوی خلل و نقصان ناكام) مانده به سویت باز مىگردد}
♥•٠·
ملک 3 و 4



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  جمعه 08 فروردین 1393
ساعت 14:22  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


 

ته صف بودم. به من آب نرسید.
بغل دستی‌ام لیوان آب را داد دستم. گفت: من زیاد تشنه نیستم. نصفش را تو بخور
فرداش شوخی شوخی به بچه‌ها گفتم از فلانی یاد بگیرید؛...
دیروز نصف لیوانش را به من داد.
یکی گفت: لیوان‌ها همه‌اش نصفه بود. . . .

 

 



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  جمعه 08 فروردین 1393
ساعت 14:17  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


خدا در قلب

 

خدایا ببخش به خاطر کم کاریم..........



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  جمعه 08 فروردین 1393
ساعت 14:14  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


مردک پست که عمری نمک زهرا خورد
نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد
ایستادم به نوک پنجه ی پا... اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم
نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد

آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم
مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد

سیلی محکم او چشم مرا تار نمود
مادر از من دو...سه تا سیلی محکم تر خورد

حسن از غصه سرش را به زمین زد، غش کرد
باز زینب غم یک مرثیه دیگر خورد

قصه کوچه عجیب است مهاجر اما
وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد... :((
 
مادر_ایام فاطمیه
 



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  پنج‌شنبه 07 فروردین 1393
ساعت 11:07  توسط م.ر  |  ارسال نظر(2)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران